سطح B2فعل

etwas steuern

چیزی را هدایت کردن

English: to steer, control

صرف فعل etwas steuern

حال
er steuert etwas
گذشته‌ی ساده
er steuerte etwas
پرفکت
er hat etwas gesteuert

جمله‌ی مثال با etwas steuern

  • Der Pilot steuert das Flugzeug.

    خلبان هواپیما را هدایت می‌کند.

مترادف و متضاد

«etwas steuern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.