سطح B2فعل

etwas widerlegen

چیزی را انکار کردن

English: to refute, disprove

صرف فعل etwas widerlegen

حال
er widerlegt
گذشته‌ی ساده
er widerlegte
پرفکت
hat widerlegt

جمله‌ی مثال با etwas widerlegen

  • Der Wissenschaftler konnte die alte Theorie widerlegen.

    دانشمند توانست نظریه قدیمی را رد کند.

مترادف و متضاد

«etwas widerlegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.