سطح B2فعل

etwas zubereiten

آماده کردن غذا، درست کردن غذا

English: to prepare food

صرف فعل etwas zubereiten

حال
er bereitet zu
گذشته‌ی ساده
er bereitete zu
پرفکت
hat zubereitet

جمله‌ی مثال با etwas zubereiten

  • Sie bereitet ein leckeres Abendessen zu.

    او یک شام خوشمزه آماده می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«etwas zubereiten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.