سطح A2فعل

kontrollieren

کنترل کردن، بازرسی کردن

English: to control, to inspect

صرف فعل kontrollieren

حال
er kontrolliert
گذشته‌ی ساده
kontrollierte
پرفکت
hat kontrolliert
امری
kontrolliere! / kontrolliert!
  • ich kontrolliere
  • du kontrollierst
  • er/sie/es kontrolliert
  • wir kontrollieren
  • ihr kontrolliert
  • sie kontrollieren

جمله‌ی مثال با kontrollieren

  • Diesmal kontrollieren sie.

    این بار اون‌ها کنترل می‌کنن.

«kontrollieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.