سطح B2فعل

lenken

هدایت کردن

English: to steer, to guide

صرف فعل lenken

حال
er lenkt
گذشته‌ی ساده
lenkte
پرفکت
hat gelenkt
امری
lenk! / lenkt!
  • ich lenke
  • du lenkst
  • er/sie/es lenkt
  • wir lenken
  • ihr lenkt
  • sie lenken

جمله‌ی مثال با lenken

  • Erst denken, dann lenken.

    اول فکر کن، بعد عمل کن.

«lenken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.