چیزی را همراه با دیگران تجربه کردن
English: to experience together
Sie hat das Konzert live miterlebt.
او کنسرت را بهصورت زنده تجربه کرد.
«etwas miterleben» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.