سطح C2فعل

entreißen

ربودن، از چنگ درآوردن

English: to snatch away, wrest

صرف فعل entreißen

حال
er entreißt
گذشته‌ی ساده
entriss
پرفکت
hat entrissen
امری
entreiß! / entreißt!
  • ich entreiße
  • du entreißt
  • er/sie/es entreißt
  • wir entreißen
  • ihr entreißt
  • sie entreißen

جمله‌ی مثال با entreißen

  • Die Mutter entriss dem Kind das Messer.

    مادر چاقو را از دست کودک ربود.

«entreißen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.