[ɛntˈʁaɪ̯sn̩]
ربودن، از چنگ درآوردن
معنی، مثال و مترادفِ entreißen ←Die Mutter entriss dem Kind das Messer.
مادر چاقو را از دست کودک ربود.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی