نجات دادن، رفع محاصره کردن
English: to relieve (a besieged place)
Unseren Truppen gelang es, die belagerte Festung zu entsetzen.
نیروهای ما موفق شدند قلعهی محاصرهشده را نجات دهند.
«entsetzen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.