سطح C2فعل

entsetzen

نجات دادن، رفع محاصره کردن

English: to relieve (a besieged place)

صرف فعل entsetzen

حال
er entsetzt
گذشته‌ی ساده
entsetzte
پرفکت
hat entsetzt
امری
entsetz! / entsetzt!
  • ich entsetze
  • du entsetzt
  • er/sie/es entsetzt
  • wir entsetzen
  • ihr entsetzt
  • sie entsetzen

جمله‌ی مثال با entsetzen

  • Unseren Truppen gelang es, die belagerte Festung zu entsetzen.

    نیروهای ما موفق شدند قلعه‌ی محاصره‌شده را نجات دهند.

«entsetzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.