سطح C2فعل

entrinnen

گریختن، رها شدن

English: to escape, to elude

صرف فعل entrinnen

حال
er entrinnt
گذشته‌ی ساده
entrann
پرفکت
ist entronnen
امری
entrinn! / entrinnt!
  • ich entrinne
  • du entrinnst
  • er/sie/es entrinnt
  • wir entrinnen
  • ihr entrinnt
  • sie entrinnen

جمله‌ی مثال با entrinnen

  • Ich werde dich nicht entrinnen lassen.

    نمی‌گذارم از دستم فرار کنی.

«entrinnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.