سطح B2فعل

abziehen

کشیدن، درآوردن

English: to pull off, take off

صرف فعل abziehen

حال
er zieht ab
گذشته‌ی ساده
zog ab
پرفکت
hat abgezogen
امری
ziehe ab! / zieht ab!
  • ich ziehe ab
  • du ziehst ab
  • er/sie/es zieht ab
  • wir ziehen ab
  • ihr zieht ab
  • sie ziehen ab

جمله‌ی مثال با abziehen

  • Die US-Streitkräfte müssen aus dem Irak abziehen.

    نیروهای آمریکایی باید از عراق خارج شوند.

«abziehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.