سطح A2فعل

einwirken

اثر کردن، تأثیر گذاشتن

English: to affect, to act on

صرف فعل einwirken

حال
er wirkt ein
گذشته‌ی ساده
wirkte ein
پرفکت
hat eingewirkt
امری
wirk ein! / wirkt ein!
  • ich wirke ein
  • du wirkst ein
  • er/sie/es wirkt ein
  • wir wirken ein
  • ihr wirkt ein
  • sie wirken ein

جمله‌ی مثال با einwirken

  • Wir sitzen schweigend da und lassen alles auf uns einwirken.

    ما ساکت نشسته‌ایم و همه‌چیز را به خودمان راه می‌دهیم.

  • Die Farbe muss noch zehn Minuten einwirken.

    رنگ باید ده دقیقه دیگر روی سر بماند.

«einwirken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.