سطح B2فعل

wirken

به نظر رسیدن / اثر گذاشتن

English: to seem, to take effect

صرف فعل wirken

حال
er wirkt
گذشته‌ی ساده
wirkte
پرفکت
hat gewirkt
امری
wirk! / wirkt!
  • ich wirke
  • du wirkst
  • er/sie/es wirkt
  • wir wirken
  • ihr wirkt
  • sie wirken

جمله‌ی مثال با wirken

  • Das Medikament wirkt sehr schnell.

    دارو خیلی سریع اثر می‌گذارد.

مترادف و متضاد

«wirken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.