سطح A2فعل

einwerfen

به صندوق انداختن

English: to drop in (a mailbox)

صرف فعل einwerfen

حال
er wirft ein
گذشته‌ی ساده
warf ein
پرفکت
hat eingeworfen
امری
wirf ein! / werft ein!
  • ich werfe ein
  • du wirfst ein
  • er/sie/es wirft ein
  • wir werfen ein
  • ihr werft ein
  • sie werfen ein

جمله‌ی مثال با einwerfen

  • Vergiss nicht, den Brief einzuwerfen.

    فراموش نکن که نامه را به صندوق بیندازی.

مترادف و متضاد

«einwerfen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.