سطح A2فعل

einschalten

روشن کردن (دستگاه الکترونیکی)

English: to switch on (electronic device)

صرف فعل einschalten

حال
er schaltet ein
گذشته‌ی ساده
schaltete ein
پرفکت
hat eingeschaltet
امری
schalte ein! / schaltet ein!
  • ich schalte ein
  • du schaltest ein
  • er/sie/es schaltet ein
  • wir schalten ein
  • ihr schaltet ein
  • sie schalten ein

جمله‌ی مثال با einschalten

  • Kannst du bitte das Radio einschalten?

    می‌توانی لطفاً رادیو را روشن کنی؟

مترادف و متضاد

مترادف

«einschalten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.