سطح C2فعل

eingraben

حفر کردن، در خاک کندن

English: to dig in, to bury

صرف فعل eingraben

حال
er gräbt ein
گذشته‌ی ساده
grub ein
پرفکت
hat eingegraben
امری
grab ein! / grabt ein!
  • ich grabe ein
  • du gräbst ein
  • er/sie/es gräbt ein
  • wir graben ein
  • ihr grabt ein
  • sie graben ein

جمله‌ی مثال با eingraben

  • Der Hund grub sich im Garten ein.

    سگ در باغ خودش را در خاک کند.

«eingraben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.