رعایت، پایبندی
English: compliance, adherence
Ich bin religiös und achte gut auf die Einhaltung der kirchlichen Feiertage.
من مذهبی هستم و به رعایت اعیاد کلیسایی خیلی اهمیت میدهم.
«Einhaltung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.