سطح C2فعل

einhandeln

برای خود خریدن، به بار آوردن

English: to bring upon oneself, to incur

صرف فعل einhandeln

حال
er handelt ein
گذشته‌ی ساده
handelte ein
پرفکت
hat eingehandelt
امری
handel ein! / handelt ein!
  • ich handele ein
  • du handelst ein
  • er/sie/es handelt ein
  • wir handeln ein
  • ihr handelt ein
  • sie handeln ein

جمله‌ی مثال با einhandeln

  • Er handelte sich durch seine Fehler Ärger ein.

    او با اشتباهاتش برای خود دردسر خرید.

«einhandeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.