برای خود خریدن، به بار آوردن
English: to bring upon oneself, to incur
Er handelte sich durch seine Fehler Ärger ein.
او با اشتباهاتش برای خود دردسر خرید.
«einhandeln» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.