[ˈaɪ̯nˌɡʁaːbn̩]
حفر کردن، در خاک کندن
معنی، مثال و مترادفِ eingraben ←Der Hund grub sich im Garten ein.
سگ در باغ خودش را در خاک کند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی