سطح B2فعل

einbeziehen

کسی را با یک چیزی در گیر کردن

English: to involve, to include

صرف فعل einbeziehen

حال
er bezieht ein
گذشته‌ی ساده
bezog ein
پرفکت
hat einbezogen
امری
beziehe ein! / bezieht ein!
  • ich beziehe ein
  • du beziehst ein
  • er/sie/es bezieht ein
  • wir beziehen ein
  • ihr bezieht ein
  • sie beziehen ein

جمله‌ی مثال با einbeziehen

  • Sollten wir Tom mit einbeziehen?

    باید تام را هم در نظر بگیریم؟

«einbeziehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.