سطح B1فعل

verbinden

وصل کردن / پیوند دادن

English: to connect, link

صرف فعل verbinden

حال
er verbindet
گذشته‌ی ساده
verband
پرفکت
hat verbunden
امری
verbinde! / verbindet!
  • ich verbinde
  • du verbindest
  • er/sie/es verbindet
  • wir verbinden
  • ihr verbindet
  • sie verbinden

جمله‌ی مثال با verbinden

  • Der Arzt verbindet die Wunde des Patienten.

    دکتر زخم بیمار را پانسمان می‌کند.

مترادف و متضاد

متضاد

«verbinden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.