سطح B1فعل

akzeptieren

پذیرفتن

English: to accept

صرف فعل akzeptieren

حال
er akzeptiert
گذشته‌ی ساده
akzeptierte
پرفکت
hat akzeptiert
امری
akzeptier! / akzeptiert!
  • ich akzeptiere
  • du akzeptierst
  • er/sie/es akzeptiert
  • wir akzeptieren
  • ihr akzeptiert
  • sie akzeptieren

جمله‌ی مثال با akzeptieren

  • Wir müssen die Entscheidung akzeptieren.

    ما باید این تصمیم را بپذیریم.

مترادف و متضاد

«akzeptieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.