سطح B2فعل

einschließen

دربرگرفتن / حبس کردن

English: to include, confine

صرف فعل einschließen

حال
er schließt ein
گذشته‌ی ساده
schloss ein
پرفکت
hat eingeschlossen
امری
schließ ein! / schließt ein!
  • ich schließe ein
  • du schließt ein
  • er/sie/es schließt ein
  • wir schließen ein
  • ihr schließt ein
  • sie schließen ein

جمله‌ی مثال با einschließen

  • Die Stadtmauer hat das Dorf eingeschlossen.

    دیوار شهر، روستا را دربرگرفت.

مترادف و متضاد

متضاد

«einschließen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.