[ˈaɪ̯nbəˌt͡siːən]
کسی را با یک چیزی در گیر کردن
معنی، مثال و مترادفِ einbeziehen ←Sollten wir Tom mit einbeziehen?
باید تام را هم در نظر بگیریم؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی