حل، فسخ، انحلال
English: dissolution, resolution, cancellation
Die Auflösung des Rätsels war einfach.
حل معما ساده بود.
مترادف
متضاد
«Auflösung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.