سطح A1فعل

aufpassen

مراقب بودن

English: to watch out, be careful

صرف فعل aufpassen

حال
er passt auf
گذشته‌ی ساده
er passte auf
پرفکت
hat aufgepasst
امری
pass auf! / passt auf!
  • ich passe auf
  • du passt auf
  • er/sie/es passt auf
  • wir passen auf
  • ihr passt auf
  • sie passen auf

جمله‌ی مثال با aufpassen

  • Pass auf der heißen Suppe auf!

    مراقب سوپ داغ باش!

مترادف و متضاد

مترادف

«aufpassen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.