سطح C1فعل

auferstehen

قیام کردن، رستاخیز کردن

English: to rise again, to resurrect

صرف فعل auferstehen

حال
er aufersteht
گذشته‌ی ساده
auferstand
پرفکت
ist auferstanden
امری
aufersteh! / aufersteht!
  • ich auferstehe
  • du auferstehst
  • er/sie/es aufersteht
  • wir auferstehen
  • ihr aufersteht
  • sie auferstehen

جمله‌ی مثال با auferstehen

  • Die Römer haben gerade den Rock’n Roll wieder auferstehen lassen.

    رومی‌ها تازه دوباره راک‌اند رول را زنده کرده‌اند.

«auferstehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.