[ˈaʊ̯fʔɛɐ̯ˌʃteːən]
قیام کردن، رستاخیز کردن
معنی، مثال و مترادفِ auferstehen ←Die Römer haben gerade den Rock’n Roll wieder auferstehen lassen.
رومیها تازه دوباره راکاند رول را زنده کردهاند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی