سطح C1فعل

aufbringen

تامین کردن

English: to raise, to muster

صرف فعل aufbringen

حال
er bringt auf
گذشته‌ی ساده
brachte auf
پرفکت
hat aufgebracht
امری
bringe auf! / bringt auf!
  • ich bringe auf
  • du bringst auf
  • er/sie/es bringt auf
  • wir bringen auf
  • ihr bringt auf
  • sie bringen auf

جمله‌ی مثال با aufbringen

  • Tom kann kaum die Miete aufbringen.

    تام به سختی می‌تواند اجاره را بپردازد.

«aufbringen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.