آرام کردن، فرو نشاندن
English: to appease, to soothe
Tom klagt gerne, um die neidischen Nachbarn zu besänftigen.
تام دوست دارد غر بزند تا همسایههای حسود را آرام کند.
«besänftigen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.