به ارمغان آوردن، درآمدزایی کردن
English: to bring in, to yield
Tom möchte sich nicht einbringen.
تام نمیخواهد خودش را درگیر کند.
«einbringen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.