سطح A2فعل

abräumen

جمع کردن، برداشتن

English: to clear away

صرف فعل abräumen

حال
er räumt ab
گذشته‌ی ساده
räumte ab
پرفکت
hat abgeräumt
امری
räume ab! / räumt ab!
  • ich räume ab
  • du räumst ab
  • er/sie/es räumt ab
  • wir räumen ab
  • ihr räumt ab
  • sie räumen ab

جمله‌ی مثال با abräumen

  • Du musst den Tisch abräumen.

    باید میز را جمع کنی.

  • Kann ich den Tisch schon abräumen?

    می‌توانم میز را جمع کنم؟

«abräumen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.