سطح A2فعل

abkassieren

حساب کردن / پول گرفتن از مشتری

English: to cash up, to collect payment

جمله‌ی مثال با abkassieren

  • Ich muss schnell die Kunden an Kasse zwei abkassieren.

    من باید سریع با مشتریان در صندوق دو حساب کنم.

«abkassieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.