سطح A1فعل

abholen

سوار کردن، بردن (کسی یا چیزی)

English: to pick up, collect

صرف فعل abholen

حال
er holt ab
گذشته‌ی ساده
er holte ab
پرفکت
hat abgeholt
امری
hole ab! / holt ab!
  • ich hole ab
  • du holst ab
  • er/sie/es holt ab
  • wir holen ab
  • ihr holt ab
  • sie holen ab

جمله‌ی مثال با abholen

  • Ich hole dich um sechs ab.

    من تو را ساعت شش می‌برم.

مترادف و متضاد

مترادف

«abholen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.