سطح A2فعل

abfahren

حرکت کردن / راه افتادن

English: to depart, to set off

صرف فعل abfahren

حال
er fährt ab
گذشته‌ی ساده
fuhr ab
پرفکت
ist abgefahren
امری
fahre ab! / fahrt ab!
  • ich fahre ab
  • du fährst ab
  • er/sie/es fährt ab
  • wir fahren ab
  • ihr fahrt ab
  • sie fahren ab

جمله‌ی مثال با abfahren

  • Wann fährt der nächste Zug nach München ab?

    قطار بعدی به سمت مونیخ چه زمانی حرکت می‌کند؟

مترادف و متضاد

مترادف

متضاد

«abfahren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.