[ˈapˌʁɔɪ̯mən]
جمع کردن، برداشتن
معنی، مثال و مترادفِ abräumen ←Du musst den Tisch abräumen.
باید میز را جمع کنی.
Kann ich den Tisch schon abräumen?
میتوانم میز را جمع کنم؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی