سطح C2فعل

abladen

تخلیه کردن، بار انداختن

English: to unload, to dump

صرف فعل abladen

حال
er lädt ab
گذشته‌ی ساده
lud ab
پرفکت
hat abgeladen
امری
lade ab! / ladet ab!
  • ich lade ab
  • du lädst ab
  • er/sie/es lädt ab
  • wir laden ab
  • ihr ladet ab
  • sie laden ab

جمله‌ی مثال با abladen

  • Musst du ausgerechnet vor meinem Haus deine Steine abladen?

    حتماً باید سنگ‌هاتو همین‌جا جلوی خونه‌ی من خالی کنی؟

«abladen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.