سطح C2فعل

ableben

درگذشتن، فوت کردن

English: to pass away, to die

صرف فعل ableben

حال
er lebt ab
گذشته‌ی ساده
lebte ab
پرفکت
hat abgelebt
امری
leb ab! / lebt ab!
  • ich lebe ab
  • du lebst ab
  • er/sie/es lebt ab
  • wir leben ab
  • ihr lebt ab
  • sie leben ab

جمله‌ی مثال با ableben

  • Der alte König wird bald ableben.

    پادشاه پیر به زودی درخواهد گذشت.

«ableben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.