[ˈapˌlaːdn̩]
تخلیه کردن، بار انداختن
معنی، مثال و مترادفِ abladen ←Musst du ausgerechnet vor meinem Haus deine Steine abladen?
حتماً باید سنگهاتو همینجا جلوی خونهی من خالی کنی؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی