سطح A2فعل

entladen

تخلیه کردن

English: to unload, to discharge

صرف فعل entladen

حال
er entlädt
گذشته‌ی ساده
entlud
پرفکت
hat entladen
امری
entlad! / entladet!
  • ich entlade
  • du entlädst
  • er/sie/es entlädt
  • wir entladen
  • ihr entladet
  • sie entladen

جمله‌ی مثال با entladen

  • Die Batterie ist entladen.

    باتری خالیه.

  • Wer hilft mir, den Container zu entladen?

    چه کسی به من کمک می‌کند کانتینر را تخلیه کنم؟

«entladen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.