سطح B2فعل

abkühlen

خنک شدن

English: to cool down

صرف فعل abkühlen

حال
er kühlt ab
گذشته‌ی ساده
kühlte ab
پرفکت
hat abgekühlt
امری
kühle ab! / kühlt ab!
  • ich kühle ab
  • du kühlst ab
  • er/sie/es kühlt ab
  • wir kühlen ab
  • ihr kühlt ab
  • sie kühlen ab

جمله‌ی مثال با abkühlen

  • Lassen Sie den Kuchen abkühlen, bevor Sie ihn servieren.

    بگذارید کیک خنک شود، بعد سروش کنید.

«abkühlen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.