[fɛɐ̯ˈʃʁɛŋkn̩]
(دست یا پا را) در هم گره کردن
معنی، مثال و مترادفِ verschränken ←Er saß da und verschränkte die Arme.
او آنجا نشست و بازوهایش را در هم گره کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی