[fɛɐ̯ˈʃoːnən]
در امان داشتن
معنی، مثال و مترادفِ verschonen ←Bitte verschone mich mit deinen langen Geschichten.
لطفاً مرا از داستانهای طولانیات در امان بدار.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی