(دست یا پا را) در هم گره کردن
English: to cross (arms/legs)
Er saß da und verschränkte die Arme.
او آنجا نشست و بازوهایش را در هم گره کرد.
مترادف
«verschränken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.