[fɛɐ̯ˈʃmʊt͡sn̩]
آلوده کردن، کثیف کردن
معنی، مثال و مترادفِ verschmutzen ←Man darf die Natur nicht verschmutzen.
نباید طبیعت را آلوده کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی