[fɛɐ̯ˈʃʊldn̩]
بدهکار شدن، مقصر بودن
معنی، مثال و مترادفِ verschulden ←Dieser Unfall war seiner Fahrlässigkeit zu verschulden.
این تصادف به خاطر بیاحتیاطی اون بود.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی