[ˈdʊʁçˌbʁɛnən]
سوختن، از بین رفتن (در اثر جریان زیاد)
معنی، مثال و مترادفِ durchbrennen ←Die Sicherung ist durchgebrannt.
فیوز پرید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی