سطح C2فعل

durchbrennen

سوختن، از بین رفتن (در اثر جریان زیاد)

English: to burn out, to blow (fuse)

صرف فعل durchbrennen

حال
er brennt durch
گذشته‌ی ساده
brannte durch
پرفکت
ist durchgebrannt
امری
brenn durch! / brennt durch!
  • ich brenne durch
  • du brennst durch
  • er/sie/es brennt durch
  • wir brennen durch
  • ihr brennt durch
  • sie brennen durch

جمله‌ی مثال با durchbrennen

  • Die Sicherung ist durchgebrannt.

    فیوز پرید.

«durchbrennen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.