[dʊʁçˈdɛŋkn̩]
کاملاً اندیشیدن
معنی، مثال و مترادفِ durchdenken ←Tom muss einige Zeit allein sein und alles gründlich durchdenken.
تام باید مدتی تنها باشد و همهچیز را خوب بکاود.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی