[ˈdʊʁçˌʔaːtmən]
نفس راحت کشیدن
معنی، مثال و مترادفِ durchatmen ←Nach der Arbeit kann er endlich durchatmen.
او پس از کار بالاخره میتواند نفسی به راحتی بکشد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی